صبح داشتم آرایش میکردم ، شیطونک بلا اومده پیشم بهم میگه: "وای! مامان چقدر اینا رو میزنی به چشمات خوشگل شدی....چقدر شبیه من شدی...."!!!!!

قربون زبون درازت و موهای ژولیده ات (که نمی ذاری شونه اش کنم) و پیشونی پشمالو و پاهای سیاه سوخته ات برم....پیشی کوچولوی من!

(اینا رو گفتم نگین چقدر مثل خاله سوسکه قربون صدقه دست و پای بلوری بچه اش میره).آخه خوردنی نیست این زبون دراز چشم و ابرو مشکی من؟؟؟