خوب اول این رو بگم که سری دوم داستان خاله سوسکه و آقا موشه توسط نویسنده بسیار!!!!!مشهور( که خودم باشم) داره روانه بازار میشه....از این رو و با توجه به علاقه بسیار زیاد من به خوانندگان وبلاگم بهتون این مژده رو میدم که این داستان دنباله دار رو توی همین وبلاگ براتون بذارم تا مستفیض شوید:

ماجراهای بعد از عروسی خاله سوسکه و آقا موشه:

قسمت اول:

خوب تا انجا رفتیم که بالاخره خاله سوسکه شوهر مورد علاقه اش رو پیدا کرد و خیالش راحت شد  که حداقل تو ی این دنیای وانفسا و با این اوضاع بیکاری و اعتیاد و بیماریهای روانی و بی شوهری (که غمی بس عظیم است) یکدونه گل پسر نصیبش شده! آقا موشه هم که هیکل ترکه ای خاله سوسکه و صورت سبزه نمکیش رو دید ،یک دل نه صد دل عاشقش شد و رفتند واسه مراسم خواستگاری....توی مراسم خواستگاری که واسه رومانتیک شدنش وسط قلب یه نیلوفر آبی برگزار شد، آقا موشه از خاله سوسکه پرسید چقدر مهر میخواد؟؟؟ خاله سوسکه هم لپاش سرخ شد و گفت :گرچه که من سال 1203 به دنیا اومدم و رسم و عرف و شرع و قانون و ...میگه که باید 1203 تا سکه ( اونهم از اون قدیمی ها نه از اینها که عکس ملا جماعت روشه) مهرم باشه، ولی خوب چون که لا مذهب عندالمطالبه هم هست و تو هم که از دار دنیا یه قالب پنیر داری که دلت نمیاد خودت هم بخوریش و هر روز کلی با آب نمک تمیزش میکنی و یه سوراخ فسقلی که هر روز ترسش هست که صاحبخونه بیاد با گچ درش رو درز بگیره، من بی خیال میشم و بی مهر زنت میشم...فقط موضوع اینه که چون من دل به اون دم نرم و گرمت بستم اون دم دلربا رو بذار پشت قباله ام....هرچی این موش بینوا گفت بابا ! اون سوسک و موشهایی که کمیته میریزه تو خونه میگیرتشون ، دم رو مهر میکنند نه من و تو که داریم به خوبی و خوشی میریم خونه بخت، به خرج خاله سوسکه نرفت که نرفت....موشه هم یاد اون هیکل سبزه و ترکه ای خاله سوسکه( که بدجوری اون رو یاد جنیفر لوپز جان خودمون میانداخت) افتاد و تو دلش یه سگ تو ضرری گفت و قبول کرد...دیگه خلاصه اش میکنم که رفته بودند 2 تا حلقه فسقلی خریده بودند و لباس عروس سفید هم آی تو تن سیاه نمکی سوسکه خوشگل شده بود و سرمه و سرخاب و سفیداب هم که خوشگلیش رو صد چندان کرد و دیگه قند تو دل آقا موشه آب شد....حیف که آقا موشه همه اش گیر داد که چرا ماشین ظرفشویی آلمانی نیاوردی و از این چینی ها خریدی؟ هرچی هم سوسکه گفت : بابا! به توچه ؟من باید با این ظرف بشورم؟ موشه گفت: من از کجا بیارم فرت و فرت خرج تعمیرش کنم؟؟؟؟......اصلا اینها به کنار؟جواب در و همسایه رو چی بدم....میگن دم نازنینت رو دادی به چهار تا کاسه و بشقاب یه قرون دوزاری؟؟؟؟( آخه از قدیم گفتند مهر و جهاز به هم میشه!!!!)....بالاخره به هر ضرب و زوری بود مراسم عروسی به پایان رسید و ماه عسل هم برای اینکه به خاله سوسکه خوش بگذره تموم فاضلابهای شهر رو زیر پا گذاشتند و تو هر دستشویی عمومی هم یه چند روزی اتراق کردند.....دیگه خوشبختی داشت از نوک شاخکهای خاله سوسکه میزد بیرون تا اینکه وقتی برگشتند خونه یهو انگار رو آتیش خوشیهاش آب یخ آبسرد کن یخچال خودش رو ریخته باشند دید یکی نشسته تو خونه و ریز ریز داره بافتنی میبافه......