وقتی باهاش قهری و حسابی دلگیر و دلخوری و دیشب همچین بگی و نگی بالش بینوات ، نمدار شده و صورتت یه نموره از شوری نم بالش سوخته، بیراه نیست اگه صبح که آروم صدات کنه ته دلت قند آب بشه که اومده منت کشی....ولی چه حالی میشی وقتی میپرسه:" اون پیراهن سورمه ای من کجاست؟" ......یه ربع بعدش بعد از اینکه ساندویچهاشو گذاشتی تو کیفش و صداش زدی و جواب نداد و مشغول انتخاب پولیور واسه پیرهن سورمه ایش بود، میری میخوابی ! بیراه نیست وقتی با کلید بزنه به شیشه آشپزخونه ،گمون کنی میخواد یه شوخی حرفی چیزی ....تا اوضاع روبراه بشه!اون وقت چه حالی میشی اگه بگه:"با دزدگیر در ماشینت رو باز کن! برفها رو پاک کنم!"(البته برای خود من هم سوال بود که چرا باید در ماشین با دزد گیر باز بشه وقتی برفها رو سقف و شیشه ها نشسته؟؟؟؟؟)

یه نیم ساعتی میگذره وقتی زنگ تلفن رو میشنوی و میدوی سمتش ، بیراه نیست اگه فکر کنی تو راه به فکر منت کشی افتاده و میخواد یه جورایی آشتی کنه، اون وقت چه حالی میشی وقتی مامانت اونور خط میگه:"زنگ زدم بگم خیابونها خیلی ناجوره! مراقب باش رانندگی میکنی ها!"....

همه اینها به کنار ولی اوج حالگیری تو زمانیه که صدای "بیپ بیپ" اس ام اس موبایلت دیگه مطمئنت میکنه که خودشه و میخواد یه لاوی بترکونه و تموم! گوشی رو از کیف در میاری و میبینی از شماره 2000 یه اس ام اس اومده که با 200 تومان میتونی فال حافظ تلفنی بگیری!!!!!

ولی خوب شاید بدتر از اون تلفن شرکته که زنگ میخوره و تو ناامیدانه گوشی رو برمی داری و میبینی خودشه! خودت رو کلی تو صدم ثانیه واسه ادا و اصول و ناز کردن و آشتی نکردن آماده میکنی که میپرسه:"رسیدی؟مشکلی پیش نیومد؟ خداحافظ....."

با همه این حرفها خوب شد برف اومد تا دل من نترکیده !