وقتی مجرد بودیم متاهل ها (البته بعضی ها) میگفتند:"بابا! قیافه بعد از یه مدت عادی میشه" یا " عشق و عاشقی مال ماههای اول زندگیه" یا "بعد از یه مدت دیگه ترجیح میدی با دوستات سفر بری " و .... کلی از این حرفها. زندگی واقعی واقعا هیچ ربطی به اون رویاهایی توی شبهای ۱۷ و ۱۸ سالگی وقتی دستات زیر سرته و داری سقف رو نگاه میکنی، نداره... روزمره های زن و شوهری هیچ شباهتی به معاشقه های بی پایان توی فیلمها نداره! حرفهایی که هر روز بین زن و مرد رد و بدل میشه ، اصلا شبیه به " دوست دارم " ها و " زندگی بی تو هیچه" های فت و فراوون توی کتابها نیست!

 اون نگاههای دلنشین " محمدرضا فروتن" و " خسروشکیبایی" اصلا به نگاههای گاها بی تفاوت و گاها تلخ بین آدمهای واقعی شباهت نداره.... همه اینها رو قبول دارم! ولی زندگی واقعی و عشق بین زن و شوهر ها (اگه وجود داشته باشه) زیبایی های خاص خودش رو داره.یه گذشته پر خاطره ای توی روابط زن و مرد هست که فقط عبور از کلی روزهای تلخ و شیرین کنار هم میتونه اونها رو بسازه! این حسیه که تو قلب ماست گرچه تواناترین بازیگرها هم نمیتونند اون رو تو چهره شون نشون بدهند!                      

آینده ای که وقتی تصورش میکنی همراهت همیشه توش هست.لازم نیست بهش فکرکنی. وقتی داری به روزهای پیش رو نگاه میکنی ، همیشه یکی کنارت داره راه میره ولی نمیبینیش! آخه یادمون دادند"جلوت رو نگاه کن!" نگفتند عقب رو ببین.با کی اومدی این راه رو تا اینجا؟؟ بقیه راه رو با کی میخوای بری؟ کی الان کنارته ....درسته مثل قصه های عاشقانه دستات رو با مهر و محبت نگرفته و به آرومی نوازشت نمیکنه، یه گل سرخ تازه تو دستاش نیست ، حرفهای شعرگونه هم نمیگه، ولی داره باهات میاد.پا به پا....نگاهت نمیکنه ولی حواسش بهت هست.

اون چه که عادی میشه "زن" و "شوهر" و " قیافه" و " عشق " نیست. اون با هم بودن و همدیگر رو داشتنه.گاهی یادمون میره چی داریم و کی روداریم...."ولنتاین" گرچه از دید بعضی ها لوس هست و ....ولی به نظر من یه بهانه است واسه اینکه یادت بیاد چی داری!                                            واسه تجدید میثاق یک عشق جاودانه !

پانوشت: هدیه ولنتاین من " یک سال بیمه شخص ثالث ماشینم" بود که 21 بهمن تموم شده بود ! خیلی رومانتیک بود نه؟؟؟حالا هر کی رو بخوام میتونم بکشم!