سال جدید کاری و زندگی روزمره بزای من از همین امروز صبح وقتی به جای ۲۰ روز ساعت ۱۱ صبح بیدار شدن ، ساعت ۸:۳۰ بیدارشدم شروع شد! و ادامه اش هم از  به جای یه سفره پر  و پیمون از انواع نیمرو و کره و عسل و پنیر و خامه و فرنی و .... دو سه تا بیسکوئیت هول هولی در حین کار ، دیگه دقیقا من رو انداخت تو حال و هوای زندگی عادی.گرچه من حقیقتا دلم تنگ شده بود واسه سبک زندگی خودم. یه کم خسته کننده است حال و هوای تعطیلات.

تعطیلات خوب بود .هفته اول فقط استراحت و دیدن فیلم و عید دیدنی.....و هفته دوم قشم! واقعا فکر نمیکردم 8 روز تو قشم بمونم و حوصله ام سر نره! خدائیش که این جزیره کلی جا واسه دیدن داره.البته اگه کسی اهل لذت بردن از طبیعت باشه!

نمیخواهم جاهای دیدنی رو براتون بنویسم که تو همین اینترنت خودمون اینقدر آدم با ذوق هست که با کلی عکسهای با کیفیت بیاد سفرنامه بنویسه که نیاز به نوشتن من نباشه! ولی واقعا تو قشم با پدیده های زیادی مواجهید ! دیدن یه جنگل با هزازان درخت سبز سبز سبز وسط دریا طوری که تمام تنه اش تو اب باشه و فقط شاخه ها و برگها بیرون آب جدا لذت بخشه! خصوصا که یه قایق سوار بشی و حدود یک ساعتی آروم تو دریا لابه لای این جنگل چرخ بزنی! این هم عکس آوا تو قایق:

جزیره هنگام هم که دیگه واقعا د نوع خود بی نظیره! دیدن خرچنگها از نزدیک ، دیدن دلفینها از فاصله چند متری، اونهم نه توی سیرک و پارک دلفینها و دلفینهای تربیت شده ! بلکه کلی دلفین که تو طبیعت بکر در حال شادی و بازی هستند و بالا و پائین  رفتنشون به آدم واقعا انرژی میده اونطور که خود قشمی ها میگفتند دارند یه کارهای میکنند تا " دلفین درمانی" رو اجرا کنند.که دیدن دلفینها در حال شنا اینقدر انرژی بخشه!این عکسهایی که میبینید من خودم انداختمها !!!!

 

 

 

تو جزیره هنگام مراسم به اسم "حنا بندان" هم بود که درواقع نقشهای شلوغ و پلوغی بود که با حنا رو دست و پای زنها میانداختند.من  و آوا هم خودمون رو از این لذت محروم نکردیم: