کتاب "کودک،خانواده، انسان" رو احتمالا خیلی از مادرها خوندند.ولی من برای اونهایی که نخوندند و برای خودم خلاصه اش رو میارم.ضمن اینکه اگه قبل هم خونده باشید ، مختصر و مفیدش به درد میخوره.برای اونهایی که نمیدونند : این کتاب نحوه رفتار با کودکان و طرز صحبت کردن با اونها از دید یه روانشناس آمریکایی و از زبان دو مادر که تو کلاسهای این روانشناس شرکت کردند هست :

 

فصل اول:

"زبانی که ما به کار می بریم ، ارزیابی نمی کند .ما از کلماتی که شخصیت و توانایی بچه را مورد قضاوت قرار میدهد پرهیز میکنیم.ما از کلماتی مانند:احمق، زشت ، بد ، چلفتی و ... استفاده نمیکنیم.ما حتی کلماتی مانند :خوب، عالی ، زیبا و ... استفاده نمیکنیم چون کمکی به کارها نمیکند .این کلمات راه را بر کودک می بندند.در عوض ما از واژه هایی استفاده میکنیم که توصیف میکنند.چیزهایی که میبینیم توصیف میکنیم.به جای اینکه به نقاشی کودک بگوئید:"چقدر خوشگل کشیدی...." می توان گفت :" وای...یه خورشید گنده کشیدی ...با یه عالمه گل...." توصیف باعث میشود کودک به پیشرفت و بهتر شدن فکر کند. وقتی نقاشی کودک را "زیبا و عالی" توصیف میکنید، چه راهی پیش روی او میگذارید؟؟آیا بالاتر از "عالی" هم وجود دارد؟

محبت مثل ثروت است.باید آن را قطعه قطعه به کودکان تحویل دهیم .حتی در مورد ثروت هم گهگاه نیاز است وجوه کلان به پول خرد تبدیل شوند.در یک باجه تلفن عمومی سکه بیش از چک پول به کار می آید.برای اینکه محبت برای کودک فایده داشته باشد باید آن را به کلمات کوچکتری تقسیم کنیم تا لحظه لحظه به آنها کمک کند.حتی زمانی که بسیار خشمگین هستیم نباید از کلماتی استفاده کنیم که به آنهایی که دوستشان داریم صدمه بزنیم.بسیار مفید است والدین گاهی خشم خود را ابراز کنند البته تا جایی که به کودک توهین روا ندارند.در حقیقت خشم واقعی ما یکی از شیوه های تغییر رفتار کودکان است.به جای اینکه بگوئید:" باز اتاقت به هم ریخته است...تا کی میخوای شلخته باقی بمونی؟" میشه گفت:" من از دیدن یه اتاق به هم ریخته آتیشی میشم"

بچه ها به اندازه کافی دادستان و قاضی و شاکی دارند، پدر و مادر ها باید نقش وکیل مدافع کودک را بازی کنند.هدف بزرگ ما این است که راهی بیابیم کودکانمان راسخ و انسان بار بیایند.چه حسنی دارد بچه پاکیزه و مودب و خوش مشربی داشته باشیم که بی تفاوت از کنار مشقت انسانها عبور کند؟؟ آیا درست است کودکانی بپروریم که باهوش و شاگرد اول باشند ولی هوش خود را در جهت سو استفاده از بشر به کار گیرند؟آیا واقعا بچه هایی میخواهیم که اینقدر با محیط سازگار باشند که به هر ظلم و ستم و موقعیت نامطلوب هم تن دهند؟ (مانند آلمانیهای زمان نازی، در زمانی که رهبرانشان به نسل کشی می پرداختند ؟؟؟)

وظیفه ما این است به بچه ها بیاموزیم چگونه یک انسان باشند ، انسانی که بتواند در زندگی با قدرت و شان یک انسان حرکت کند. برای رسیدن به این هدف در گرفتاری ها  یکدیگر را سرزنش نمی کنیم.افکارمان را روی حل مشکل متمرکز میکنیم نه یافتن مقصر.در گرفتاری ها به سوی هم دست دراز می کنیم نه به روی هم!"