-آوا در حالی که داره تو آینه به خودش نگاه میکنه:"ماشاالله چقدر من بزرگ شدم!"

-آوا تو پارک:"ای وای! افتادم زمین! این تونم هم چقدر درد گرفت!"

-آوا تو دستشویی:"برید پائین دیگه! ای پی پی های قهوه ای!!!!"

-آوا :"این مربی که جوراباش رو خط خطی کرده بود رو دستم ستاره کشید".(جورابهای مربی اش راه راه بود)

-آوا روز دوم بعد از برگشتن از مهد:"چقدر من مقش دارم! بابایی! یک کم صدای تلویزون رو کم کن.مشقام رو نویسیدم الان دارم درس میخونم.حواسم پرت میشه"

-آوا: "مامان! واسه تولدم یه ماشین صورتی کبرنگ بخر!"

-آوا در حالی که با پاره های کاغذ پول بازی میکنه:"خوب اینها مال قسمهای منه! اینها هم مال قسمهای تو!"((((منظور از قسم همون قسط هست ها!)))

-آوا:"مامان بریم بالا دیگه!"

-من:"نه !الان کار دارم"

-آوا:"آخه این مامان جونی خیلی دلش واسه من تنگ شده ها! منتظرمه آخه!"

-من:"آوا! دستت درد نکنه نشنیدم بگی ها!"

-آوا:"آخه این غذاها رو کی پزیده که بهش دستت درد نکنه بگم؟"

- من:"چرا خوب نمی ری سر کلاست؟؟من که نمیتونم اینجا بمونم باید برم اداره"

-آوا:"آخه خوب من دلم برات خیلی تنگ میشه!آخه خیلی دوستت دارم"