فقط برای تو، فقط و فقط.....
برای توصیف تو ، همین بس که عاشقانه دوستت دارم......
سحري بود و هنوز،
گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود .
گل ياس،
عشق در جان هوا ريخته بود .
من به ديدار سحر مي رفتم
نفسم با نفس ياس درآميخته بود .
***من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم !
چمن خاطر من نيز ز جان مايه عشق،
در سرا پرده دل
غنچه اي مي پرورد،
- هديه اي مي آورد -
برگ هايش كم كم باز شدند !
برگ ها باز شدند :
ـ « ... يافتم ! يافتم ! آن نكته كه مي خواستمش !
با شكوفائي خورشيد و ،
گل افشاني لبخند تو،
آراستمش !
تار و پودش را از خوبي و مهر،
خوشتر از تافته ياس و سحربافته ام :
(( دوستت دارم )) را
من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام !
***
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 17:37 توسط مریم
|
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...