هرچه میخواهم روشنفکر و open mind باشم و به اعتقادات هرکس احترام بگذارم اصلا نمیتونم در مقابل کسانی که نمیخواهند رای بدهند ، سکوت کنم!!!!

من تقریبا در همه انتخاباتی که از سال 77 به بعد در این مملکت انجام شده ، شرکت کردم و متاسفانه یا خوشبختانه افتخاری(!!!!!!!) که برخی از اطرافیانم بهش نایل شدند رو نتوستم کسب کنم و اون شناسنامه سفید و بی مهر هست!!!!! برای شرکت در این انتخابات و بقیه انتخاباتی که قراره تو ایران اتفاق بیافته دلایل زیادی دارم که بعضی ها شو اینجا میگم:

1-فکر میکنم کاملا واضحه که ما ایرانی هستیم ....مملکت ما ( هرچند که ما از دولتمردانش ناراضی هستیم) مثل خونی که در رگهامون هست ، بهمون بسته شده! هرگز نمیتونیم ملیت خودمون رو انکار کنیم ! رای ندادن برای یک ایرانی ، درست مثل اینه که بچه ای از رفتار پدر و مادرش عصبانی باشه و اعتصاب غذا کنه!فکر میکنید در این حالت اون بچه بیشتر آسیب میبینه یا والدین؟؟؟؟؟؟"ایران" خاک وطن ماست و ما تا وقتی از آب و خاک و باد و دریا و کوه و زمینش استفاده میکنیم، در مقابلش وظایفی داریم.

2-گمان نمیکنم رای ندادن به معنی اعتراض به وضعیت موجود باشه!!!!! خیلی از ما در آخرین دوره از انتخابات مجلس شرکت نکردیم و نتیجه اش مجلسی اصولگرا شد که نظراتش با اکثریت مردم تفاوتهای اساسی داره....ولی آیا هرگز جایی شنیدیم که "بابا! بیایید یه فکری بکنیم تا محبوبیت ما بین این مردمی که رای نمیدهند(!!!!!) بیشتر بشه؟" فکر نمی کنید با رای دادن به کاندیدایی که در دورترین پله از حکومت فعلی ایستاده ، اعتراضمون رو با صدای رساتری فریاد زدیم؟ کسی فراموش نکرده که با پیروزی "خاتمی "بر "ناطق نوری " بود که جناح راست از این توهم محبوبیت ۲۰ ساله در اومد و تلاش کرد با تغییر رویه های بنیادی، از تفکر تحجر و آخوندمسلکی به مدرنیته و تجدد روی بیاره و یا حداقل بهش تظاهر کنه....

۳-شکی نیست که عملکرد شل و ول و بی حال "خاتمی" باعث شد تا اکثر ما سال ۸۴ با ناامیدی از این باور که" اصلاح طلبان هم نمیتوانند دردی از این ملت دوا کنند" رای ندادیم .....جمعیت زیادی از مردم با خصومت دیرینه با "رفسنجانی" و ناامیدی از دار و دسته اصلاح طلبان و بالاخص کاندیدای اون دوره اونها یعنی"معین" ، تو خونه نشستند و با ناباوری به صفحه تلویزیون زل زدند و به  آماری نگاه کردند که هرلحظه عجیبتر میشد تا جایی که دیدیم ......با این حال هیچ یک از ما فراموش نکردیم روزنامه هایی که بین سالهای ۷۶ تا ۸۴ چاپ (و البته توقیف) شدند ، کتابهایی که مجوز انتشار پیدا کردند ، فیلمهای معترضانه ای که ساخته شدند ، آیا راهی که در آن زمان برای اعتراض پیش گرفتیم ، موثرتر نبود؟؟؟؟

۴- فکر می کنید تعداد زنهایی که در غرب برای داشتن حق رای مبارزه کردند ، چند نفر بوده؟ اصلا فکر میکنید چند سال هست که زنها میتونند تو آمریکا رای بدهند؟؟؟تو ایران چطور؟؟؟؟می دونید که زنهای کشورهای عرب چند ساله دارند می جنگند تا بتونند به این حقی برسند که ما داریم ولی نمی خواهیم  ازش استفاده کنیم؟فکر نمی کنید حداقل به احترام کسانی که برای گرفتن حق رای برای زنها زحمت کشیدند ، خون دل خوردند و با مردهای زیادی مبارزه کردند، هم که شده باید از این یک برگ و یک بار استفاده کنیم؟؟؟فکر میکنید خیلی بعید هست که یه روزی این حق از زنهای ایرانی سلب بشه؟؟؟؟ساده انگارانه است ولی درست مثل اینه که به ما یک بن ۱۰۰ هزار تومانی برای خرید از یه فروشگاهی بدهند که بهترین اجناسش هم باب میل ما نباشه، کدوم راه به نفع ماست؟ این که اون بن رو هم بندازیم توی سطل اشغال و چهار تا فحش هم نثار روح کسایی کنیم که به سلیقه ما احترام نگذاشتند ؟؟؟؟یا بریم و از بین بد و بدتر حداقل بد رو انتخاب کنیم و با این کار کم کم به مافوق ثابت کنیم اونچه ما دوست داریم چیه؟؟؟ مطمئن باشید  تعداد زیادی هستند که بن ۱۰۰ هزار تومانی رو با ذوق و شوق به دست میگیرند و با خریدن بنجل ها و آوردنش تو گوشه گوشه زندگی ها شون ، بالاتری ها  رو تشویق میکنند تا به روندی که پیش گرفتند ادامه بدهند و کلی هم به ریش ما بخندند..........پس  وقتشه ما هم از جامون بلند بشم و اونچه میخواهیم رو در نه در قالب یک انقلاب و حرکت انتحاری بلکه در قالب یه روند کند ولی رو به جلو درخواست کنیم.