من به خود نه ، که به زن بد کردم....
یه مدت زیادی به این فکر می کردم که از کی شروع کردم به ظاهر سازی و پنهان کردن حقیقتی که در قلبم میگذره...از کی شروع شد اینهمه خودخوری و به زبان نیاوردن آنچه می خواهم....از کی شروع کردم به این متانت ورزیدن لوس و بی مزه ای که همیشه یه جایی لبریز می شه و از اونور بام می افته!
خوب خوب که فکر کردم دیدم "دختر بودن"...."زن بودن"....."همسر بودن" و "مادر بودن" در فرهنگ ما اصولا مترادف با یک کلمه است و اونهم"فیلم بازی کردن".....حالا بعضی ها به این میگن وقار ، متانت، مرد پسند بودن،باسیاست بودن، دلنشین بودن، تودل برو بودن، عشوه ریختن و هزار تا کلمه جالب !
وقتی یه دختر بچه دامن می پوشه باید حواسش به نشستن و بلند شدنش باشه !شاید یک دنیا معصومیت و دست نخوردگی پاهای کوچولوش ، در دل یک مریض روانی آشفتگی درست کنه ....ولی پسر بچه همسن و سالش لخت تو خونه، شروع به دویدن میکنه و همه قربان و صدقه ....اش میرن!
وقتی کمی بزرگتر می شه ، باید بلند نخنده ...اصلا زیاد صحبت نکنه ، شاید که بعدتر ها ، زنانی از جنس خودش ، فکر کنند جلف بوده! ولی پسرک ها می خندند ، فحش میدهند و بقیه فکر میکنند که اونها دارند بزرگ میشن!
وقتی نوجوون میشه ،وقتی به خاطر صورت جوش جوشی اش بهش می خندند، نمی تونه بره تو اتاقش ، صدای خواننده مورد علاقه اش رو گوش کنه ، گریه کنه، داد بزنه و تمام پرخاشگری که چرخ زمونه به خاطر بلوغش بهش تحمیل کرده رو فریاد کنه! نمی تونه هر بلوزی که دوست داره بپوشه چون بهش گفتن دو تا موجود مزاحم از زیر لباس های تنگ ، به بقیه می فهمونند که اون چند ساله شده، ولی پسرهای همسن و سالش با صداهای کلفت و صورتهای تیغ نیغی –از ریش های تازه روئیده- وقتی می رن تو اتاقشون در رو می کوبند و سر خواهر و برادر کوچکترشون داد می زنند تا تمرین "مرد بودن" بکنند!
وقتی جوون میشه ، عشق براش یه حرام واقعی است....نمی تونه یه روز بره و به کسی که می پرستدش بگه که دوستش داره! ممکنه پسرک هر فکری بکنه! حالا وقتش رسیده که خانوم و نجیب باشه! حتی نمی تونه گول(!!!!!!!!!) بخوره و اشتباه (!!!!!!!!!!) کنه و یکبار هم طعم لذت رو بچشه! براش گرون تموم میشه! خیلی....پسرها ولی ....می بایست تمرین"مرد بودن" بکنند!!! یاد بگیرند...لذت ببرند...خوش باشند!
وقتی "زن" میشه ....وقتی "مادر" میشه ....وقتی "مادر بزرگ " میشه ....همیشه داره خودش رو سانسور می کنه! همیشه داره خودش رو بهتر و مهربون تر و نجیب تر از اونچه هست، نشون می ده! جالب ترین نکته اینجاست که این ظاهر سازی ها نه به خاطر "مردان" که برای "زنان" انجام میشه! "زنان" دیگه....ما...مادران ما....خاله ها و عمه ها و مادر بزرگ های ما هستیم که حرفهای "صد من یه غاز " می زنیم ...."دختر خوب " و " همسر خوب" رو تعریف کردیم و زنها رو تو این حصار زندانی کردیم !
برای همین هست که وقتی دختری پا به این دنیا می ذاره ، بیشتر ما فکر می کنیم اگه پسر بود، سختی های کمتری انتظارش رو می کشید...حداقل روح آزادتری داشت.....
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...