بیزینس سه نفره من...
وقتی وارد زندگی دو نفره میشی ، کلی ماجرا هست که باید پشت سر بگذاری.کلی جا که دلت می خواد بری و دلش نمی خواد....کلی چیز که دلت می خواد بخری و دلش نمی خواد!!! گله و گله گذاری اقوام همسر و دلخوری های ریز و درشت و قسط عقب مونده و قرض و قوله و مشکلات مالی و اختلافات فرهنگی و ....که باید یکی یکی پشت سر بگذاری.
مهمتر از همه اینها آینده یک یا چند انسان دیگه، که زن و شوهر با میل و اراده خودشون به دنیا دعوتشون کردند، من که لحظه ای از فکرهای مختلف در نمیام....موسیقی ...ورزش....مدرسه ...دانشگاه...ازدواج...نه اینکه فقط نگران حل مشکلات مادی براش باشم.....اگه بچه داشته باشی، می فهمی چی میگم.روزی صد بار از خودم می پرسم به عنوان یه "مادر" چقدر دخترم رو برای زندگی اجتماعی آماده کردم ...توانایی داره با غم و اندوه و خشم و دلتنگی و حتی نفرت کنار بیاد.راه زیادی در پیش هست با کلی چیزهایی که باید یاد بگیره و باید یادش بدهیم.
همه اینها ولی، پله پله آدم رو می بره بالا، بالا ...نه یه جایی تو ابرها یا تو آسمونها، نه تو کهکشان و رویا.یه جایی تو دنیای واقعی ، تو "زندگی" ....یه جای خوبی که دیگه خستگی های همخونه ات حوصله ات رو سر نمی بره. دیگه یه جمله از آسمون نمی اندازدت پائین و یه جمله نمی بردت بالا....
می دونم...زندگی مجردی هم مشکلاتی داره که باید یکی یکی پشت سر بگذاریشون، ولی فرقش با زندگی متاهلی مثل فرق زندگی کارمندی است با اینکه کار خودت رو اداره کنی...تا وقتی کارمند باشی ، گرچه گره های که باید باز کنی کمتر هست ولی اونچه بهش می رسی هم کوچیکتره...وقتی کار خودت رو اداره می کنی هر مانعی که از پیش رو بر می داری به یه جایی نزدیکترت می کنه که خیلی با ارزشه....وقتی تو زندگی متاهلی بالا میری، بعد از ۶ سال- جایی که من الان ایستادم- موانع اولیه برات مثل ساختمانهای با عظمت و شیکی هستند که وقتی از تو هواپیما نگاهشون می کنی ، بی ارزش و فسقلی به نظر میان....
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...