آیا 1=1؟؟؟؟
فکر کنم ارزش یک پست دیگه رو جای بحث تو کامنتدونی داشته باشه....
ساقی جان،
دوست عزیز ، من در رشته ای تحصیل کرده ام که حداقل تا به امروز ، مردانه ترین و از لحاظ محتوای درسی، یکی از مشکل ترین رشته های تحصیلی در ایران است و در دانشگاه معتبری هم این درس را خوانده ام.شغلی که 5 سال پیش انتخاب کردم هم همینطور و اینقدر مردانه است که در طی تمام 20 سال گذشته از بدو تاسیس شرکت تا کنون ، من تنها زن مهندس مکانیک در واحد کاری خودم بوده ام.پس شک نکن به شیر دادن و زائیدن راضی نیستم، ضمن اینکه ایا اگر کسی به بچه داری راضی شد ، نباید دیه برابر طلب کند؟؟؟
ایمان دارم دختر من ، اگر قابلیتی برابر پسر تو داشته باشد، حتی در همین جامعه گل و بلبل فعلی، جای رشد خواهد داشت و پا به پای پسر تو پیش خواهد آمد، همانطور که من و تو پا به پای مردهای همسن و سالمان تا اینجا آمده ایم.
منکر این نیستم که اگر فعالین حقوق زنان در ایران و جهان نبودند، ما هنوز درپستوی خانه هامان زندانی بودیم ، ولی فراموش نکن، من هیچ زنی رو تحقیر نکردم،من این شعار مسخره "دنیا بدون مردان جای بهتری برای زندگی خواهد بود" رو تحقیر کردم ! من ادعای واهی " آنها بدون ما هیچند و ما به آنها بی نیاز" را تحقیر کردم. و اگر چیزی این بین تحقیر شد ، آن ایده من بود که در کامنت تو تحقیر شد !!! در حالی که میشد بدون جمله ای که نوشته بودی، به بحث ادامه داد.
پگاه جان،
چون خودت خواسته بودی توضیح بدم، اینها رو می نویسم...در خصوص غروری که در مورد حجاب نوشتم، در یک جمله منظورم این بود که اگر من نوعی ، یک روز یقه مانتوم کمی باز تر از حد معمول بود و یک راننده ، سرش را از پنجره ماشینش بیرون گرفت و حرف نا به جایی زد، نیایم در وبلاگم بنویسم که "مردها فقط غریزه حیوانی شان را می شناسند"...نیایم بنویسم "همه شان مثل هم هستند" ، نیایم بنویسم "چرا ما مراعات کنیم ، آنها مراقب چشمشان باشند " ، شکی نیست که آنها باید مراقب رفتارشان باشند ، اما نقش خود ما در بنیان نهادن فرهنگ چشم پاکی ، چقدر است؟؟؟ بدیهی است حجاب اجباری مسخره و زائد است ، و البته برای شخص من حتی غیر اجباری اش هم هنوز حل نشده، چه برسد به اینکه کسی بخواهد به زور موهایم را بپوشاند! ولی حتی در جوامع دموکراتیک هم –حداقل هنوز- لختی فراگیر نشده و آن هم به علت عدم تسلط کامل بشر بر غرایز حیوانی اش است !(زن و مرد هم ندارد، گرچه طبیعتا زنها خوددار ترند) و اما در خصوص جمله آخر، احتمالا نمی خواهی بگویی زنی با روان سالم،طی یک رابطه فیزیکی، از مرد مقابلش انتظار دارد یک صدای ظریف همراه با ناز و ادا برایش در آورد ؟؟؟ شاید هم می خواهی بگویی هیچ حسی به تو و هیچ زنی دست نمی دهد از محبتهای روحی و جسمی جنس مخالف، که اینقدر از جمله من بر افروخته شدی؟؟
من هرگز نگفتم ، "زن" باید از حقوق حقه ا ش صرف نظر کند ، من گفتم وقتی دارد برای حقوقش می جنگد ، به توانایی هایش اهمیت بدهد و به آنها افتخار کند! اصلا همین توانائیهای ویژه زنانه اش را دلیل خواست هایش مطرح کند! نکند فراموش کرده ای که تمام این قانونهای نا عادلانه از آنجایی آغاز شده که مردها گمان بردند ما فقط به یک درد می خوریم؟؟؟؟
رهای عزیزم،
اول از همه این را بگویم که بسیار خوشحالم دوست فرهیخته ای مثل تو دارم و چه حیف که در این مدت خبر نداشتم،
این نکته رو بهت بگم که اتفاقا مرد ایرانی – با وجود تمام ضعفهای تربیتی ، که خودت هم به برخی از اونها اشاره کردی – شدیدا خام محبت هست ، اصلا کدوم انسان سالمی ، خام محبت نیست؟
با وجود اختلاف نظری که داریم ، تو و هر زنی که برای حقوق زنان فعالیت می کنید رو تحسین می کنم، ولی نکند فکر می کنی من خوش خوشانم می شود وقتی یادم می افتد باید من و خواهرم کشته شویم تا مساوی یک مرد مرده باشیم؟؟ نکند فکر می کنی وقتی یاد این می افتم که در شناسنامه دخترم جایی ندارم و پر پر ، 7 سالش از آن من است ،بشکن می زنم؟؟ بسیاری از کتابهایی که گفتی –خصوصا از سیمون دوبوار- را خوانده ام ، بسیاری ار روزهای نوجوانی ام با "جنس دوم"گذشته است...
من هم مثل تو و خیلی های دیگر معتقدم ، قرنهاست قوانین اجتماعی اسلام تاریخشان گذشته و حتی کسانی که دستورش را صادر می کنند هم این را می دانند ، ولی طمع قدرت نمی گذارد کمی به مردم فکر کنند...البته فراموش نکن ، اسلام در زمانی "قوانین دیه " را اعلام کرد ، که در عرب جاهلیت اگر زنی کشته می شد ، گویی برگی از شاخه ای افتاده و هیچ به هیچ ، و اگر مردی کشته می شد ، مردان قبیله اش به انتقام دهها مرد از قبیله مقتول می کشتند ....اسلام در بدو ظهور ، بسیاری از قانونهای اولیه زیست از جمله حق حیات را به مردم روزگار خودش داد و این دلیل اقبال مردم بود...آیا می شد در چنان فضایی حقی بیشتر از نصف به زنان داد؟ در مورد ارث، آیا می دانستی که اگر مرد عرب می مرد ، فقط در صورتی به زن عرب ارث می رسید که پدرش هیچ پسری و برادرزاده و خواهر زاده پسری نداشته باشد؟ (کما اینکه خدیجه –همسر متمول پیامبر – هم به دلیل کمبود پسر در قومش به ثروت رسید) و دینی ظهور کرد که می گفت زن هم باید ارث ببرد چه برادر داشته باشد چه نه، و آیا می توان به چنین مردمی گفت باید ارث برابر به فرزندانتان بدهید؟؟؟
من هم این قوانین رو قبول ندارم ، ولی تو که خودت در این زمینه صاحب نظری، به خودت نگاه نکن ، به تعدادی زن تحصیلکرده فرنگ دیده و امروزی که در کمپین شما فعالیت می کنند نگاه نکن، به دور افتاده ترین نقطه ایران فکر کن! هنوز در صد بالایی از زنان ایرانی ، به حدی به دستورات اسلام پایبند هستند که نمی توان به این راحتی ها نظرشان را تغییر داد و شک نکن قانون بی حمایت عامه مردم ، هرگز به اجرا نمی رسد ، هر چقدر هم عادلانه باشد! و این همان آفتی است که رژیم پهلوی به آن دچار شد ، جلو زدن از مردم عادی، وضع قانونهای روشنفکرانه و فضای باز غربی ، که هنوز مردم توان هضمش را نداشتند و بر علیه اش شوریدند و نتیجه اینی شد که می بینی...وقتی از ارث و دیه حرف زدم ، منظورم این بود که اول ، الفبای تساوی را به زنان بیاموزید و سپس ازشان بخواهید برایتان دیکته برابری زن و مرد بنویسند! و این همان انتقادی است که هشت سال به جریان اصلاحات رفت، نادیده گرفتن مردم عادی...
رها جان، رهای عزیز
زن ایرانی هنوز بیمه ندارد، من چهل روز پس از زایمان ، با جسمی رنجور و کودکی وابسته به محل کارم بازگشتم و قانونی نبود که از من حمایت کند، چرا در پی وضع قوانینی نیستید که ابتدا ، مشکلات ابتدایی زنان را حل کند؟ شما در کمپین یک میلیون امضا، زن بیسواد را فراموش کرده اید ، اصلا زن باسواد را هم فراموش کرده اید، شما برای 10 % از زنان جامعه می جنگید که بزرگترین مسئله شان دیه نابرابر است...
مادرم ، سی سال است در یکی از محروم ترین مناطق جنوب تهران ، پزشک است و کاش داستانهای هر روزه اش را می شنیدی...زنی را می گویم که ادعای خوشبختی می کند چون دامادی که پیدا کرده فقط یک ایراد دارد و آنهم "دست بزن" است! دختر 16 ساله ای را می گویم که خواهر شوهرش چاقو در شکمش فرو کرده بود و تهدیدش کرده بودند تا بگوید خودکشی کرده !!!فکر می کنی این زنان طومار را امضا خواهند کرد؟؟ اصلا فکر می کنی زن بیچاره، یاد دیه نابرابرش هم می افتد ؟؟؟
شما را به خدا ، تا چیزی به نام ش. ن گ ه ب ا ن هست و تمام رشته های را پنبه خواهد کرد ، تا خسته نشده اید و نا امید، برای حقوق ابتدایی زن ایرانی مبارزه کنید که حداقل با قوانین اسلام هم مغایرت ندارد تا آقایان برایتان دبه در آوردند....در شهرهایی از ایران، زن را می کشند و کسی مجازاتشان نمی کند، دختران خردسال را خ ت ن ه می کنند و کسی جلودارشان نیست...آیا هنوز برای ارث و دیه برابر جنگیدن زود نیست؟؟
لیلی عزیزم،
تحسینت می کنم که همیشه نظراتت (حتی مخالف) در کمال ادب و احترام هستند و با چنان متانتی بحث می کنی که آدم دوست دارد ساعتها با تو حرف بزند...در مورد مفهموم "فمنیست" باهات موافقم ، ما ایرانی ها کلا در تقلید های نا آگاهانه سر آمدیم!
در خصوص تفاوتهای جنسیتی، آیا فکر نمی کنی زن فنلاندی که مثال زدی استثنا بوده و آیا می توان به خاطر یک یا چند استثنا قانونی وضع کرد ؟ ضمنا من نگفتم مشکل حل شده و گفتم باید پله پله برای حل آن قدم برداشت و اولین پله –از نظر من –شناخت توانائیهای ویژه زنانه است، نه فرار از آنها...من می گویم برای داشتن تساوی با مردها لازم نیست مثل آنها لباس بپوشیم و حرف بزنیم و رفتار کنیم، و حتی لازم نیست آنها را محکوم کنیم...لازم است با "زن بودن" برای زنان" قدم برداریم...
اما در مورد خودداری، راستش با اکتسابی بودن خودداری موافق نیستم، در تمام ابنای بشر در هر مکانی و هر زمانی از ابتدا تا کنون ، تسلط بر میل ج ن س ی در زنان قوی تر بوده و این از دید من کاملا غریزی و از ابتدای خلقت به دلیل ایجاد جذابیت بیشتر بوده است.
من نگفتم زن بودن بهتر است ، من گفتم زن بودن هم مثل مرد بودن نقاط ضعف و قوتی دارد که تا زنان به آنها آگاه نباشند و آنها را نپذیرند ، نمی توانند به حقوق مساوی برسند.درست است که نمی توان نمره بد ریاضی را با شخصیت بالا داشتن توجیه کرد ولی برای داشتن نمره خوب در ریاضی باید اول اعداد را بشناسیم ! نه فقط ما ، که 40 میلیون زن ایرانی که بیشترشون بهترین رسانه ای که در اختیار دارند صدا و سیماست....
کل حرفهایم این بود که زن و مرد به هم نیاز دارند و بی هم ناقصند و تا زنان هم نقاط ضعف و قدرتشان را به خوبی نشناسند ، اوضاع بهتر نخواهد شد، که گویا ناتوانی ام در نوشتن ، ایجاد شبهه کرده بود...
و این را می دانم که به دخترم (و اگر روزی پسر داشته باشم ، به پسرم) خواهم گفت تلاش کنند تا برای جنس مخالف جذاب باشند! چون بودن در کنار جنس متضاد یک نیاز طبیعی است و هیچ انسانی حتی با ارث و دیه برابر، حتی با امکانات مرفه ، حتی با علم و دانش و هنر ، بدون یک رابطه روحی و جسمی سالم با جنس مخالف ، خوشحال نخواهد بود...
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...