زن ایرانی
زن، پزشک، 35 ساله، همسرش در حال اخذ فوق دکترای آی تی، مادر دو پسر 8 و 10 ساله (هایپر اکتیو، در حدی که باید دارو مصرف کنند تا آرام باشند)
می گوید ایراد شوهرش این است که هر وقت پسر ها شیطنت می کنند ، کتکشان می زند....
برای سومین بار ، ناخواسته حامله شده است...مرد می گوید از مرجع تقلیدم در قم استعلام کرده ام که سقط جنین ( حتی در هفته های اول بارداری) گناه است...نه ماه سختی ...پسر سوم در راه است....
می خواهد برای جبران آخرین اشتباه ، کاری کند...مرد می گوید از مرجع تقلیدم در قم استعلام کرده ام، نازا کردن با اختیار (چه برای زن و چه مرد) گناه است....زن ،در بیمارستانی که کار می کند ، قرار است زایمان کند.پزشکش گفته است " کاری برایت می کنم.کسی نمی فهمد و چون آشنا هستی ، بدون اخذ اجازه همسرت ، این کار را می کنم"....همکارش میگوید :" نگران نباش! از کجا می خواهد بفهمد؟ اگر خودت حواست جمع باشد!"
هفته گذشته زایمان کرده است، به نوزاد شیر نمی دهد، پرسیدند تو که خوب می دانی چقدر این روزها شیر دادن تو برایش مفید است؟ جواب داده: می خواهم برگردم سر کار...نمی توانم با این سه تا بچه ، خانه را تحمل کنم! یکی دو هفته شیر دادن یا ندادن ، فرقی ندارد...
*پانوشت 1: زن ایرانی پزشک، همسر یک فوق دکترا، باید تا پایان عمر حواسش باشد تا شوهرش نفهمد خودش را با تبانی با دکتر زایمانش ، نازا کرده تا با داشتن دو پسر هایپر اکتیو و یک نوزاد، یک وقت باردار نشود....
*پانوشت 2: داستان نیست.این خانم ، همکار مادرم است.
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...