مادرم يه مريضي داشت كه مي گفت هميشه كثيف و بو گندو بود...مي گفت ،‌وقتي مرد دهانش رو براي معاينه باز مي كنه ،‌ احساس خفگي بهم دست ميده....گويا از وقتي باز نشسته شده بوده ،‌كمتر مي اومده درمانگاه...تا اينكه هفته پيش اومده...(حدود 60 سالشه) ...موهاشو سياه سياه كرده بوده و يك دست لباس مرتب پوشيده و گفته زنش مرده...حالا به خودش مي رسه چون يه زن جوون گرفته..دارن با پولهای بازنشستگي اش خوش مي گذرونند...مادرم ازش پرسيده حالا براي چي اومدي درمانگاه؟

جواب داده تو دهنم يه غده درآورده...مادرم مي گفت وقتي معاينه اش مي كردم ، داشتم از تعجب شاخ در مياورم كه اين به اين بوگندويي ،‌چطور دندوناش اينقدر سفيد شده؟ ...معاينه اش كرده و گفته "حتما دندونات مشكل داره بايد بري پيش دندانپزشك"....مرد هم جواب داده :"نه  مطمئنم مشكل دندونم نيست"... از مادرم اصرار كه اي بابا ! من پزشكم يا تو ؟ و از مرد انكار كه نه من مي دونم از دندونم نيست...خلاصه بعد چند دقيقه مرد مي گه: " آخه از وقتي دوباره ازدواج كردم ،‌دندونامو با وايتكس*(!!!!!!) مي شورم كه سفيد بشه زنم بدش نياد،‌گمونم واسه اون باشه ...حالا يه دوايي ،چيزي بنويس خوب بشه!!!!!!!!!"

* وايتكس ها ! همين وايتكس خودمون....