دمپایی سورمه ای
پشت در خونه ما ؛ یک دمپایی هست که به قول یکی از همکلاسی های دانشگاهی مون؛ در ابعاد قبر بچه است...مردونه با سایزی در حدود 42 یا شاید هم 44 ....سورمه ای ...پلاستیکی . از روز اول برای این گذاشتیمش که مرد خونه واسه بردن آشغال بپوشدش ولی مرد خونه هم وقتی میره آشغال بذاره ؛ کفش می پوشه!! حالا اینو داشته باشید تا بعد!
پنج شنبه در حالیکه داشتم آماده می شدم برم کلاس؛ با مامانم هم تلفنی حرف می زدم که بپرسم به آوا که دلش درد می کنه چه دارویی بدم و در همون حال هم به این فکر می کردم که دلمه هایی که واسه مهمونی اون شب خونه مامانم درست کرده بودم رو بذارم خونه خودم دم بکشه بعد آماده ببرم یا اینکه ببرم همونجا دم کنیم...بعد تصمیم گرفتم خونه خودم درستش کنم چون شاید شب شعله اضافی رو گاز نباشه! این رو هم داشته باشید !
خلاصه غرق در افکار دلمه ای خودم رفتم تو کوچه و در ماشین رو باز کردم و رفتم نشستم و قفل فرمون رو باز کردم و سوئیچ رو گذاشتم سر جاش و استارت زدم و راه افتادم...همش احساس می کردم انگشتام یخ زده ...با خودم گفتم کاش امروز جوراب پوشیده بودم! وسط راه یهو چشمم افتاد به ده تا انگشت با لاکهای نصفه و نیمه که روی گاز و کلاژ جولون میدادند.
دمپایی سورمه ای رو پوشیده بودم!!!!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹ ساعت 19:20 توسط مریم
|
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...