پنج سال شد که هستی ؛ که هستم.
زیر بال مرغکان خنده هات ، جرعه جرعه می کشم تو را به کام خویش
تا که پر شود تمام جان من ز تو!
ای همیشه خوب!
هر طرف که می کنم نگاه
تا همه کرانه های دور
عطر و خنده و ترانه می کند شنا
در میان بازوان تو! *
![]()
*فریدون مشیری
+ نوشته شده در جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 16:8 توسط مریم
|
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...