باغ وحش آوا:

 

نی مون (میمون)

بیل(فیل)

یوپک (فک)

ببانه(پروانه)

گگدن(کرگدن) لازم به ذکر است تلفظ "شال گردن" هم برای آوا دقیقا همینطوری میباشد!!!!

ییافه(زرافه)

الدون(حلزون)

گوکر(گورخر)

هپا( هشت پا)

کی مه(کرم)

تیسا(تمساح)

اوش دو دو (اسم یکی از عروسکهاشه.یک کم تلفظ سخته!)

 

دیروز رفته بود موشش رو آورده بود میگفت:"موش مامان میخواد!" منم گفتم باشه من میشم مامان موش و آوا! گفت:" بگل کن!"موش رو بغل کردم گفت:" بیخوابه!پتول بیار!" (بخوابه!پتو بیار) خلاصه روش پتو هم انداختیم توی بغلمون .یهو گفت :"ام بخویه!"(پستونک بخوره) دیگه موشش کوچولوتر از اونی بود که بشه بهش پستونک داد!

 

دیروز در اثر رفت و آمد مشاورین املاک محترم(!!!!) روسری خودمو گذاشته بودم روی مبل که مجبور نشم هر بار برم از کمد بردارم یا بذارم سرجاش.داشتیم بازی میکردیم که آیفون رو زدند تا من برم گوشی رو بردارم آوا رفت روسریمو آورد و گفت:"مامان! یوشیی بپوش!آگا!"(مامان !روسری بپوش.آقا!) خوبه پسر نشد بچه ام .

 

رفته بود پشت پنجره تراس داشت توی حیاط رو نگاه میکرد.یهو دیدم داره میگه:" ا! آگا!شلا !خوبی؟" بعد از چند دقیقه فهمیدم اون آقایی که آوا خانوم اینجوری باهاش خوش و بش میکرد یکی از همین بنگاهی ها بود که داشت می اومد بالا!!! جالب اینکه وقتی آوا مرد رو دید یه کم خجالت کشید !

 

یه سوالی برام پیش اومده هرکی جوابشو میدونه بگه لطفا! من هر وقت میخوام کفش برای آوا بپوشم میگه:"دبایی"(دمپایی) و هر وقت بهش میگم دمپایی بپوش میگه:"کبش بو پوشم" (کفش بپوشم!)

 

راستی خانوم خانوم نونوش دوست داشتنی  ! من هرکاری میکنم نمیتونم برات کامنت بذارم.چون میدونم گاهی افتخار میدی و وبلاگ منو میخونی اینجا برات یه چیزای مینویسم.میخواستم بهت بگم که دقیقا من هم خیلی وقتها دلم هوای روزهایی رو داره که من و 19 با هم تنها بودیم و شبها تا دیروقت بیدار میموندیم و حرف میزدیم یا فیلم نگاه میکردیم.ولی خوب این فسقلی ها باعث میشن آدم  یه لذتهای جدیدی رو تجربه کنه.علاوه بر اون اگه خوب تمرین کرده باشیم و بلد باشیم که با همسرانمون بهمون خوش بگذره زمان مثل برق میگذره وبعد از چند سال این بچه ها دیگه دوست ندارن با ما گردش و مسافرت بیان و ما دوباره میتونیم لذتهای دوتایی با هم بودن رو تجربه کنیم.البته به شرطی که لذت با هم بودن یادمون نرفته باشه!