به قول مادربزرگم : قربون عالم بچگی!
باران شدید بود. به قول دیکته های آوا ، "باران بَد آمد." اینقدر که انگار سیل می آمد از آسمان بابلسر.بهزاد به شوخی گفت:" ماشین رو آب نبره." گفتم:" خدا کنه...تو که دلت نمی آد اینو بفروشی بهترشو بخری.اینطوری مجبوری یه ماشین بهتر بگیری."
آوا گفت:" نه بابا....اونهمه بالش و پتوهای من و نوا تو ماشینه! حیف میشه."

+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت 8:3 توسط مریم
|
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...