یادداشتهای روزانه!
امروز حکم ۱۹ رو بهش دادن!!!!!!خیلی خوشحالم .میخوام یه نامه براش بنویسم و بهش بگم چقدر خوشحالم که موفق شده.داشتم به ۵۱۷ میگفتم تا ازدواج نکردی نمی فهمی آدم چقدر از موفقیت های شوهرش کیف میکنه!!!!
راستی دلیل ناراحتی اون روزش هم فهمیدم.یه ذره خودشو لوس کرده بود واسه مامانش.حتما آوا رو دیده واسه مادربزرگش ادا و اصول در میاره دلش هوای بچگی هاشو کرده و .......
پنج شنبخ خونه ۳۳۶ هم بد نبود.کلی عکسهای قدیمی و عکس های سلطنتی از خانواده ملکه انگلیس اونجا بود.یه چیز جالبی که دیدم یه کتاب عکس بود به اسم:عروسی سلطنتی Royal Wedding
پر از عکسهای عروسی پرنس چارلز و پرنسس دایانای مرحوم بود.خیلی جالب بود.بیچاره! دلم براش سوخت.
راستی امروز ۱۷۸۰ روز از آشنایی من و ۱۹ میگذرد!!!!! ۱۷۸۰ روزه که همدیگرو میشناسیم.بیخود نیست جونم به جونش بسته عزیززززززززززم!!!
دیروز هم دوست ۱۹ با زن و بچه اش اومده بودند خیلی حرص خوردم چون رفته بودیم خونشون به ما ماکارونی داده بودند ولی ما دیشب براشون کباب خریدیم.آدم پر رو زیاد شده تو دنیا!
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۶ ساعت 13:49 توسط مریم
|
پا به پای من اگر آمده بودی در شهر...