اول یک سئوال...ای کسانی که ایمان آورده اید.آیا هیچ یک از شما تا به حال با سندرم" خوردن یک چیز چاق کننده هنگام پرسه های غروبانه در اینترنت" مواجه بوده اید؟

دوم این که ....ای شوهری( که اصلا منت کشی بلد نیستی) یک زن چاقالو را تحمل می نمایی تا دیگر نروی برای دونفر یک کیک بستنی کاکائویی 3 کیلویی بخری....چون عطف به سندرم فوق بنده دارم بقیه کیک بستنی روز پدر را می لمبانم.....و چون آوا خوابیده بسیار در ریلکسیشن به سر میبرم ...باد کولر از روبرو میوزد....خانه آرام ......کیک بستنی کنار دستم و لب تاب هم روی پام...ای خدا این خوشی را از من دور نساز......

 

 

خوب ...بعد از یک توقف طولانی به ادامه خلاصه کتاب بر میگردیم....

.

.

.

.

"هنگام مرگ چه اتفاقی میافته؟"

برای پاسخ به این سوال هرگز به کودک 2 تا 4 ساله خود نگویید که مثلا" مادر بزرگ خوابیده" یا"عمو رفته یه جای خیلی دور"...چ.ن با این کار کودک را نسبت به خود بی اعتماد و از خواب و آرامش میترسانید.احساس خود را کنترل کنید ولی در عین حال آن را با کودک در میان بگذارید....به کودک بگویید که برای دلتنگی فردی که از دنیا رفته گریه میکنید ولی سعی کنید خاطرات خوبی از فرد متوفی برایش تعریف کنید.به هیچ وجه مرگ را واقعه دردناک و وحشتناک توصیف نکنید.توضیح دهید که هر چیزی در این جهان میرا است.

پرسشهای متداول :

مرده یعنی چی؟

آیا من هم میمیرم؟

آیا اون چون کار بدی کرده بود مرده؟

 

پاسخ مناسب برای کودک 2 تا 4 سال:

وقتی آدمی یا حیوونی نفس نکشه و بدنش کار نکنه بهش میگن :"مرده".معمولا آدمها و حیوونها وقتی خیلی پیر بشن می میرند.

 

"خدا چیه"

 

چه شما مومن باشید چه نباشید اگر در جامعه ای زندگی میکنید که در آن اعتقادات دینی به شکل وسیعی دیده میشود(مثل ایران کشور ما) کودک شما این سئوالات را از شما خواهد پرسید.برای پاسخ به این سئوال هیچ وقت صفات انسانی را به خدا نسبت ندهید(مانند مسیحیان) مثل بچه داشتن و حرف زدن و ...همیشه به یاد داشته باشید برای هر انسانی از جمله یک کودک ایمان داشتن به یگانه مقتدری به نام خدا آرامش دهنده است.ولی اگر کودکتان اشتیاقی نشان نمیدهد سخت گیر نباشید.بگذارید به تدریج که بزرگتر میشود خودش در این باره تصمیم بگیرد.زندگی سالم معنوی به دور از اعمال سیاسی و یا نظامی مذهبی است.کودک را از خدا نترسانید و به او بگویید هر آن کسی که به خدا ایمان دارد او را موجودی کامل و منشا تمام خوبیها و عشق میشناسد.

پرسشهای متداول:

خدا کیه؟

خدا منو درست کرده؟

 

پاسخ مناسب به کودک 2 تا 4 ساله:

خدا یعنی دوست داشتن. وقتی من بهت میگم " دوستت دارم" این محبت رو خدا در دل ما گذاشته و باعث میشه ما همه ادمها و حیوونها رو دوست داشته باشیم.به ما کمک میکنه که همه چیز رو در جهان ببینیم ...از ستاره های آسمون تا گلها و چمنها....

 

 

" آیا در تاریکی من در امان هستم؟"

همانطور که همه ما بزرگسالها هم میدانیم در تاریکی هر چیز وحشتناکی را میتوان تصور کرد و از آن ترسید.کودکان با قوه تخیلی که دارند یک موجود ذهنی و یا یک شخصیت کارتونی یا احیانا موجودات وحشتناک در فیلمها و کتابها و حتی یک  دلقک شاد را مایه ترس خود در تاریکی میکنند.برای آنها جدا کردن واقعیت از خیال ممکن نیست.به یاد داشته باشید ترس از تاریکی دقیقا یکی از نشانه های هوش است پس هیچ وقت کودک را به این علت مسخره نکنید.راهکاری پیدا کنید از جمله روشن گذاشتن چراغ خواب یا ماندن پیش او تا زمانی که به خواب برود.مطمئن باشید که کودکتان با آرامش و احساس امنیت به خواب رود. مراقب برنامه های تلوزیونی باشید ولی اگر متوجه شدید که یک فیلم خشن دیده قبل از خواب زمانی را برای صحبت کردن از یک واقعه جالب و هیجان انگیز بگذارید و یا برای یک  اتفاق خوشایندی که قرار است در آینده بیافتد مثل یک جشن تولد یا تعطیلات نقشه بکشید.همیشه به ترس کودک احترام بگذارید و از گفتن جملاتی از قبیل " اینا که ترس نداره" و " مگه تو به این بزرگی باید از این بترسی" خودداری کنید.با این حس کودک همدردی کنید و دلداری اش دهید.

پرسشهای متداول:

وقتی تاریکه تو اتاقم هیولا قایم میشه؟

از کجا بدونم موجودات بد نمیان به سراغم؟

هیولاهای توی تلویزیون واقعی بودند؟

 

پاسخ مناسب برای کودک 2 تا 4 ساله:

تو میتونی چراغ اتاقت رو روشن بگذاری .نگران نباش.هیچ کس نمیتونه هیچ آسیبی به تو برسونه . چون من وبابا اینجا هستیم .اگه میخوای من از اون اتاق باهات صحبت کنم تا مطمئن بشی.حال به همدیگه " شب بخیر " بگیم....

 

 

 

" بابا (مامان) کجا رفته؟"

کودکانی که در گیر و دار فروپاشی یک خانواده اند بسیار بیشتر از سایر کودکان به توجه و حمایت نیاز دارند.اغلب خود را مقصر میدانند و نمیدانند باید به چه کسی تکیه کنند.به او بفهمانید که در هر حال شما و همسرتان هنوز به او عشق میورزید و این مسائل خللی در عشقی که هر دو نفر شما به او دارید وارد نمیکند.هرگز از همسر خود بدگویی نکنید.چرا که او در هر حال پدر یا مادر کودک شماست.کودکان در این مواقع اغلب از چیز هایی نگرانند که به ذهن ما هم نمیرسد مثل این که "کی از این به بعد منو میبره مدرسه؟"

بنابریان مدام از او بپرسید از چه چیز نگران است...اعضای فامیل با سرزدنهای مداوم کمی از اضطراب کودک می کاهند.

 

پرسشهای متداول:

بابا دیگه تو رودوست نداره؟

چرا با هم دعوا میکنید؟

من مقصرم؟

آیا مامان دوباره بر میگرده؟

 

پاسخ مناسب کودک 2 تا 4 ساله:

مامان و بابا از دست هم عصبانی شدند.برای همین شاید مامان بره یه مدتی جای دیگه ای زندگی کنه.مامان هم از اینکه نمیتونه پیش تو بمونه خیلی ناراحته.ما هردوتامون هنوز هم تورو خیلی دوست داریممامان هم هروقت بتونه میاد به دیدنت.